Ensan-e-AshenA
گرپسندی غیر حق یاری، الهی نیستی
به سایت ما خوش آمدید
او خدا جان دلم تنگ است 


اگر آهی کشم ، صحرا بسوزم 
جهان را ، جمله سر تا پا ، بسوزم

بسوزم عالَمَت ، کارم نَسازی 
چه فرمایی ، بسازم یا بسوزم

او خدا جان دلم تنگ است 
دلم یارم از سنگ است

به کوه یار بنگر یک جهان دل‌ 
فتاده از زمین تا آسمان دل‌

سرت گردم به این کم التفاطی
چرا بسیار می‌‌خواهد تو را دل‌

او خدا جان دلم تنگ است 
دلم یارم از سنگ است

نگارا کاسه چشمم سر آید 
میان هر دو دیده جای پایت

از آن ترسم که غافل پا بمانی
نشیند خار مژگانم به پایت

او خدا جان دلم تنگ است 
دلم یارم از سنگ است

دهانت قند و شکر میفروشد 
لبانت لعل و جوهر میفروشد 

به دوکانداری چشمت بنازم 
که تیغ و تیر و خنجر میفروشد

او خدا جان دلم تنگ است 
دلم یارم از سنگ است

سر سرگشته ام سامان ندارد
دل خون گشته ام درمان ندارد

به کافر مذهبی دل بسته دیرم
که در هر مذهبی ایمان ندارد

او خدا جان دلم تنگ است 
دلم یارم از سنگ است

نه من کفر و نه ایمان می پرستم
محبت هر چه گفت آن می پرستم

غزالان را به یاد چشم مستت
بیابان در بیابان می پرستم

او خدا جان دلم تنگ است 
دلم یارم از سنگ است


به گورستان گذر کردم صبایی
شنیدم ناله و افغان و آهی 

شنیدم کله‌ای با خاک می‌‌گفت 
که این دنیان نمی‌ ارزه به کاهی


او خدا جان دلم تنگ است 
دلم یارم از سنگ است
"استاد محمد حسین سرآهنگ"




نوع مطلب : ادبیات، صوتی، دانلود، ‏استاد محمد حسین سرآهنگ، پادکست آشنا ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط : آهنگ : به باغی که چون صبح خندیده بودم، آهنگ : او یار کتیت کاردارم یک لحظه گفتار دارم، آهنگ : با رنگ و بویت ای گل گل رنگ و بو ندارد، آهنگ : دوستـــان از منش دعــــا مبــــرید، آهنگ : پر خود نمای کار گه‌ چند چون مباش، آهنگ : بیکس شهیدم خون هم ندارم، آهنگ : ازین حسرت قفس روزی دو مپسندید آزادم، آهنگ : زهی چمن ساز صبح فطرت‌، ‌تبسم لعل مهرجویت، آهنگ : نمی دانم چه محفل بود ، شب جایی که من بودم، آهنگ : من مست سراندازم از عربده نگریزم، هنگ : او یار کتیت کاردارم، آهنگ : در خــرابــات مـغــان مـنـزل نـمـی بــایـد گـرفـت، آهنگ : ضمیر محمد،

یکشنبه 14 فروردین 1390


درباره وبلاگ


بیا تا شمع هم پروانه ی هم یار هم باشیم
در این گلشن بهار هم گل هم خار هم باشیم

به صحرای صفا در پرده با هم راز هم گوییم
به گلزار وفا هم ناله ی هم، زار هم باشیم

شبان تیره را روشن کنیم از مهر یکدیگر
در این تاریک محفل شمع گل رخسار هم باشیم

ز یک رنگی به هم آیینه وار اوصاف هم گوییم
به یکتایی دل هم دیده ی بیدار هم باشیم

به جان سوزی رفیق شعله های اشتیاق هم
به دلداری حریف خصم آتش بار هم باشیم

چو یاران نبی در صفه توحید بنشینیم
صفای هم گل هم باغ هم گلزار هم باشیم

اویس و بوذر و مقداد و سلمان و حبیب و هم
کمیل و زید و حجر و میثم و عمار هم باشیم

رقیب ار آتش افروزد که ما را آشیان سوزد
پناه هم ز آب دیده ی خون بار هم باشیم

عدوی کینه جو بر هم زند گر آشیان ما را
خرابی را وطن سازیم و جغد زار هم باشیم

در این سختی طبیب درد بی درمان هم گردیم
بدین زندان گروه بی دلان دلدار هم باشیم

شب ظلمت چراغ شادی از صحبت بر افروزیم
به روز هوشیاری رهبر افکار هم باشیم

حریفان مست و تیر انداز و ما پروای هم داریم
رقیبان رند و غافل گیر و ما هوشیار هم باشیم

الهی دشمنان دادند دست دوستی با هم
چرا ما دوستان پیوسته در پیکار هم باشیم

مدیر وبلاگ : komeil Masoumi
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
فرم تماس
نام و نام خانوادگی
آدرس ایمیل
امکانات دیگر
خطاطی نستعلیق آنلاین
کلیه حقوق این وبلاگ برای Ensan-e-AshenA محفوظ است
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic